تبليغاتX
عاصف

عاصف

معرفت

اول دي ماه آغاز انقلاب زمستاني ۱۳۸۶ هجري خورشيدي:

شراب وعيش نهان چيست كاربي بنياد      زديم بر صف رندان و هر چه باداباد

... ز انقلاب زمانه عجب مدار كه چرخ           ازاين فسانه هزاران هزار دارد ياد

                                      (لسان غيب حافظ)

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت   توسط    | 

 

خاموشي مايه وقار است.

خاموشي با وقار بهتر از سخن پر عار است.

(علي (ع) - كلمات قصار - غرر الحكم و درر الكلم)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت   توسط    | 

 

درويش بي خويش است كه نه در بند خويش است.

 همواره خدايش در پيش است كه خود خداي خويش است.

بي كيش است كه بي كيشيش كيش است.

 نه در فكر نوش در انديشه نيش است كه نوشش نيش است.

 خاموش است اگر چه حرف دلش بيش است.

حرف دلش يكي است آن يكي خود بيش است و آن اينكه او درويش است.  

خاموشي اش نوش است حرف دلش نيش است.

  دلش ريش است نه از غير كه از خويش است كه او را غيري نيست

همه خويش است  او را نه غريب و نه خويش است.

 نه پشمينه پوش است كه راز دلش در آغوش است و لباس  سرّش در پوش است.

در فكر حال است نه عاقبت انديش است.

در كار و بار است نه عافيت انديش است.

در راه خويش است نه مصلحت انديش است.

 او را نه غمي و نه تشويش است. كه همه در شادي خويش است.

شاديش بي زوال كه خود شادي خويش است.

مگر عالم يك دياري بيش است و ديّاري جز درويش است.

 درويش خداست نه خداي درويش است كه درويش صاحب و خداي خويش است.

 و خدا  خداي و صاحب غير خويش است.

 درويش غني است كه درويش است كه از همه بي نيازتر درويش است.

 با اين همه كه درويش درويش است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت   توسط    | 

 

 

 

بيا به عين طراوت به آب برگرديم 

    

به گاه گاه خوش التهاب برگرديم

 

نمی دهد  خبری  ازدحام  بيداری   

        

بيا به خلوت رؤيا به خواب برگرديم

 

چه ديرمی شوداين وعده گاه برگشتن 

     

درنگ نيست روا با شتاب برگرديم

 

اگر نه جنس طراوت نه صافی آبيم 

       

نه از فريب به رنگ سراب برگرديم

 

خمار خواب  نباشيم  گاه بيداری     

       

ز سمت مشرق جان آفتاب برگرديم

 

به سيرشب چوفروغ ستاره ای نشديم  

    

سحر به رسم انابت شهاب برگرديم

 

مباد  پرسش  لبريز آب را  ناگه 

           

ميان خشکی لب بی جواب برگرديم

 

ميان قحطی وخشکی پرحرارت دشت

     

به سايبانی جان چون سحاب برگرديم

 

زمان رجعت خود را به خويش دريابيم

     

دهد منادی جان اين خطاب برگرديم

 

اگر به هيچ خمی آب يافت هم نشود  

     

زسوی خانه خم جان شراب برگرديم

 

خرابخانه جان گر مقيم مجمع ماست  

       

به گاه تفرقه  بايد  خراب برگرديم

 

پس ازگذار بسی اشکبار از طف دل   

    

به هرطف دگری دل کباب برگرديم

 

دراين حرم که بودجان وگشته ايم مقيم 

   

به هر حريم  به گام صواب برگرديم

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت   توسط    | 

خلـــــــــــــوت  گــــزیده  را  به  تماشا  چه  حاجت  است

چون  کوی  دوست  هست  به  صحرا  چه  حاجت  است

                      

        (شاید تفالی از حافظ)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت   توسط    | 

بانوی عارفه مجتهده امین

 

زندگی و آثار آن بانو ی بزرگوار:

بانو مجتهده نصرت امین (حاجیه نصرت بیگم معین امین)-( مشهور به بانوی ایرانی ) بسال 1265 ش از دامان مادری پاک زاده شد. پدرش حاج سید محمد علی (امین التجار اصفهانی) از افاضل و اکابر اصفهان بود. از کودکی در عوالم کشف و درک معبود و سلوک معنوی پرداخت وعمر خود را صرف تحصیل علم وکمالات معنوی کرد. حوزه بی نظیری برای بانوان بنام ( مکتب فاطمه ) تاسیس کرد.که تا کنون بوسیله شاگرد مبرز ایشان حاجیه خانم علویه همایونی اداره میشود. تا 40 سالگی به تهذیب وریاضت وتحصیل مشغول بوده است و سپس  از دست آیات عظام شیخ عبدالکریم قمی، محمد کاظم یزدی، آقا میرزا اصطهباناتی شیرازی و حاج میر سیدعلی نجف آبادی درجه اجتهاد کسب کرد.ارتباطش با مبدا اقیانوس رحمت چنان بود که هنگام اذکار و راز ونیاز به درگاه بی نیازتهلیل گلها و ریاحین بگوش جان می شنید. چنانکه این عارف ربانی به زبان خود در کتاب نفحات الرحمانیه که از واردات قلبی و الهامات واشراقات سرچشمه دارد به این امر اشاره کرده است. آن بانوی عارفه  در 23 خرداد 1362 ش – اول رمضان 1403 ق پس از 90 سال رحلت کرد .همواره آثار خود را بنام (بانوی ایرانی) با عنوان (بقلم کمترین ذریه آل عصمت) می نوشت.

اثار ایشان شامل:  

1-     اولین اثر:اربعین الهاشمیه بعربی نشانه مقام علمی اوست (چهل حدیث درتوحید وصفات باریتعالی و احکام شرع باترجمه و شرح خانم علویه)

2-     مخزن اللئالی در فضایل علی(ع)

3-     تفسیر قرآن (مخزن العرفان) 15 جلد

4-     نفحات الرحمانیه (96 عنوان در سلوک و عرفان وواردات قلبی)

5-     سیروسلوک در روش اولیاء و طریق سعدا (بااستناد سیر العباد- درکشف وشهود ومقامات)

6-     روش خوشبختی بیشتر توصیه به خواهران .

7-     اخلاق(اقتباس و ترجمه طهارت الاعراق ابن مسکویه) فلسفی عرفانی نقلی  که در دانشگاهها تدریس می شود.

8-     جامع الشتات بعربی در حکمت عرفان مسائل و احکام .

9-     معاد یا آخرین سیر بشر (بااستناد سیر العباد الی المعاد حکمت کمال و معادواثبات حرکت کمالیه)استناد مثنوی مولوی

 

 

برداشت از مقدمه کتاب روش خوشبختی با مقدمه مصطفی هادوی(شهیر اصفهانی) و کتاب اخلاق این  بانوی عارف توسط (س .ب).

((این مطلب را به جهت ارزش معنوی وعرفانی آن در اینجا آورده ام والا بانوان زیادی بوده و هستند که مراتب علمی را طی کرده و صاحب نظر و اجتهاد می باشند. شخصیت این بانوی بی نظیر بعنوان یک بانوی بی نظیرمعنوی در کنارنام  دهها عارف معاصر مثل رجبعلی خیاط و هاشم حداد و .... غیره می درخشد. نظرات عرفانی و اجتماعی این بانوی علامه و دستور العمل های اخلاقی اش در میان تمام آثار دینی- اخلاقی معاصر کم نظیر است  واز روح معنوی و عرشی او سرچشمه می گیرد و حکایت حال اتصال پرتو وجودش به خورشید حقیقت است. یکی از کتب اخلاقی ایشان سالها کتاب درسی دانشگاهی و حوزوی بوده است. در قدر و منزلت و مقام معنوی و عرفانی این بانوهمین کافی است که بدانیم عالم عارف مرحوم علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان خود به دیدار این بانوی عارف می شتافتند.)) روحش قرین فیض و رحمت حق باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت   توسط    | 

ـــــ اذان ظهر بردخون با توجه به تفاوت طول جغرافیایی در تمام روزهای سال تنها چند ثانیه از اذان ظهر تهران زودتر است و با کمی مسامحه می توان گفت هم زمان است. و از اذان ظهر بوشهر حدود 3 دقیقه زمانی زودتر است (این مقایسه تنها درباره اذان ظهر شهرها که ما حصل محاسبه و تفاضل  نصف النهار اوج خورشید می باشد صادق است ولی درباره اوقات شرعی دیگر یعنی اذان صبح و مغرب صادق نیست چون برای محاسبه آندو علاوه بر طول یا نصف النهار جغرافی معیارهای نجومی دیگری چون عرض جغرافی، میزان انحراف زاویه میل خورشید و کوتاهی و بلندی شب و روز در روزها و فصول سال و....... نیز دخیل می باشند).

 

    نحوه محاسبه دقيقتر آن متعاقبا نوشته خواهد شد.

 

تذکر: ضمنا بدنبال پرسش آمیز بودن پیامهای بعضی دوستان که اختمالا تا کنون متوجه ستون توضیح وبلاگ حقیر نشده اند. تمام مطالب، برداشتها وسروده های وبلاگ که بدون ذکرمنبع و نویسنده می باشد طبق توضیح ستون ثابت سمت چپ وبلاگ از خود حقیر(س. ب) می باشد.

           

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت   توسط    | 

ظهر تابستان است

سایه ها می دانند

که چه تابستانی است

سایه هایی بی لک

گوشه ای روشن و پاک

کودکان احساس

جای بازی اینجاست

                       (مرحوم سهراب سپهری)

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت   توسط    | 

وجه تسمیه آبادي بردخون را که به نظر حقیر اینگونه می رسد نه تنها به واقعیت نزدیک است بلکه تمام شواهد تاریخی فرهنگی و اقلیمی این نظر را تایید می کند . و البته وجه تسمیه معمولا یک امر واقعی بیش نیست و توجیهات زیبای خیالبافی را نباید به حساب واقعیات تاریخی گذاشت.

   آبادی بردخون چند سده پیش در کناره خنی(سفره های زیر زمینی که بصورت یک گودال دره مانند طبیعی هستند) واقع در شمال شرقی محل کنونی یعنی احشام کهنه تشکیل شده بعلت کناره خنی نشستن به آن اهالی (بردخنی ها) (برد به معنی کناره و حاشیه)می گفتند که هنوز هم استعمال غالب دارد وبه تبع آن آن محل چنین نام گرفته و بعدها با تطوراتی (بردخان) شاید بعلت تشابه خنی با کلمه خان(یا خانی) و تطابق آن با خور خان و اینکه خوانین در اینجا از جمله خنی ملک زیاد داشتند .و سپس با تعابیر اداری و دولتی باز هم به علت تشابه لفظی(بردخون) نام گرفته و توجیه هات دیگر بیشتر حالت خیالبافی دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط    | 

مردمان بسوی سرنوشت خویش می روند

عالمان بسوی درک آنچه حق نوشت می روند

عارفان بسوی حق بپای خویش می روند

درویش بسوی جان خویش و دل ریش.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت   توسط    | 

جاهلان خدای را در آسمان

مردمان هم در زمین و آسمان

عالمان خدای در جان و جهان

عابدان خدای را قبله جان

عارفان خدای را در دل و جان

درویش خدای جان خویش و دل ریش.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت   توسط   

مردمان نوروز را عید می دارند

عاشقان روز وصال

عارفان روز کمال

درویش هر روز را.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت   توسط   

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس       گویا ولی شناسان رفتند از این ولایت

درزلف چون کمندش ایدل مپیچ کانجا      سرها بریده بینی بی جرم وبی جنایت

روز اربعین برهرمسلمان و آزاده مرد جهان تسلیت باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت   توسط   

با نام و یاد او

وآغازی دیگر

و دریچه ای

رو به جهانی دیگر. 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت   توسط